الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
472
الغدير ( فارسى )
رِسالَتَهُ . . . « 1 » از اين قرار است كه چون رسول خدا به غدير خم رسيد ، به امر آن جناب خار و خاشاك روفته و زدوده شد و نماز جماعت را اعلام نمودند ، سپس آن حضرت در حالى كه بر جهاز شتران قرار داشت ، فرمود : هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . خدايا دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار ، و يارانش را يارى كن و خواركنندهاش را خوار گردان ، و حق را با او بگردان هرجا كه او بگردد . آنگاه سه بار فرمود : آيا ابلاغ كردم ؟ اماميّه مدّعى هستند كه اين نصّ صريحى است ، چه ما مىبينيم هركس كه پيغمبر مولاى اوست ، مولا به هرمعنى كه باشد ، شامل على نيز مىشود ، و صحابه از توليت همان را كه ما فهميدهايم فهميدهاند « 2 » ، تا آنجا كه عمر وقتى با على روبرو شد ، به او گفت : خوشا به حال تو يا على كه مولاى هرمرد و زن باايمان گشتى . 22 - خوارزمى حنفى ( م 568 ) با دقت در سند از ابو الحسن على بن احمد عاصمى خوارزمى ، از اسماعيل بن احمد واعظ ، از حافظ ابو بكر بيهقى ، از على بن احمد بن حمدان ، از احمد بن عبيد ، از احمد بن سليمان مؤدب ، از عثمان بن ابى شيبه ، از زيد بن حباب ، از حمّاد بن سلمه ، از على بن زيد بن جدعان ، از عدىّ بن ثابت ، از براء بن عازب روايت كرده كه گفت : در سفر حج با رسول خدا آمديم تا آن حضرت در بين مكّه و مدينه فرود آمد و به امرش نماز جماعت اعلام شد ، سپس دست على را گرفت و فرمود : آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : آرى ، هستى . فرمود : پس اين [ على ] ولىّ كسى است كه من ولىّ اويم . بار خدايا دوستان او را دوست دار و دشمن دار دشمنان او را ، هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . آن حضرت اين جملات را با صداى بلند بيان مىفرمود . بعد از اين اعلام ، عمر بن خطاب با على روبرو شد و گفت : گوارا باد ترا اى پسر ابو طالب اكنون تو مولاى من و مولاى هرمرد و زن باايمان گشتى . « 3 » همچنين به اسناد مذكور از حافظ ابو بكر بيهقى ، از حافظ ابو عبد اللّه حاكم ، از ابويعلى
--> ( 1 ) . مائدة 5 / 67 . ( 2 ) . به زودى حق سخن را در مفاد آن ادا خواهيم كرد و درخواهيم يافت كه صحابه جز آنچه را كه رأى و عقيدهء اماميه است ، چيز ديگر نفهميدهاند . ( 3 ) . المناقب ، خوارزمى 94 .